1 - قناعت به اندك وبسنده كردن به آن مستحب است. امامصادقعليه السلام مىفرمايد: "هر كه بامقدار اندكى از معاش از خدا خشنودگردد، خدا هم با مقدار كمى عمل از او خشنود مىگردد."
2 - مستحب است زندگى انسان به قدر كفاف باشد. از پيامبرصلى الله عليه وآلهرسيده است كه فرمود: "خوشا به حال كسى كه اسلام آوردهوزندگيش به قدر كفاف است."
3 - ميانه روى در مخارج ودورى از تنگ گرفتن واسراف، مستحباست. داوود رقى از امام صادقعليه السلام نقل مىكند كه فرموده است:"ميانه روى را خدا دوست دارد واسراف را خدا ناپسند مىشمارد،اگر چه هستهاى را بيرون فكنى كه به كار آيد، يا باقيمانده نوشاك خودرا بيرون بريزى."
4 - در حديثى از ابو الحسنعليه السلام آمده است كه: "هر كس ميانه روىدر پيش گرفت نيازمند نشد."
5 - آنچه براى بدن خوب ومفيد باشد اسراف نيست، در حديثىاز امام صادقعليه السلام آمده است: "اسراف در امورى است كه مال را بهتباهى كشد وبه جسم زيان وارد آورد."
6 - مستحب است انسان حد وسط، بين اسراف و بخل، را برگزيند. در تفسير اين حد از امام جعفر صادقعليه السلام رسيده است كهحضرتعليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود: (وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْيَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوَام).
وآنان هستند كه هنگام انفاق اسراف نكرده، وبخل هم نورزند،بلكه
(در احسان) ميانهرو ومعتدل باشند.
راوى
مىگويد: حضرتعليه السلام مشتى سنگريزه برداشت ودر دستخود محكم گرفت
وفرمود: "اين همان تنگ گرفتنى است كه در قرآنخداوند يادآور شده" وسپس
مشتى ديگر
سنگريزه در مشت گرفتولى همه آنها را از كف رهانيد وفرمود: "اين همان اسراف است".
وسپس مشتى ديگر سنگريزه در دست گرفت ومقدارىاز آن را رهاكرد ومقدارى نگهداشت وفرمود: "اينهمان قوام وميانه روى است."
7 - مستحباست براى خانواده با
گشاده دستى عمل شود.ابوحمزه از امام زينالعابدين روايت مىكند كه فرمود:
"پسنديدهترينشما نزد خدا كسى است كه بر خانوادهاش تنگ نگيرد."
امام رضاعليه السلام مىفرمايد: "مرد بايد با گشاده دستى با خانوادهاشرفتار كند،
تا آرزوى مرگ او را نكنند."
8 - بر انسان واجب است تا حد كفايت به خانوادهاش انفاق كندوبدين ترتيب انفاق بر صدقه مقدم است تا كفايت خانوادهاش انجامپذيرد، در حديثى از امام باقرعليه السلام آمده است كه مردى به ايشانعرض كرد: در كوهستان ملكى دارم كه سالانه سه هزار درهم از آنسود مىبرم، دو هزار از آن را نفقه خانواده مىكنم، وسالانه هزاردرهم را صدقه مىدهم، امامعليه السلام فرمود: "اگر دو هزار درهم براىآنچه در طول سال بدان نياز دارند كافى است، تو با اين كار به خويشنگريستهاى وبه خود آمدهاى ودر زمان حيات به كارى پرداختهاى كهزنده به هنگام مرگش وصيت مىكند."
9 - پيامبرصلى الله عليه وآله بر كسى كه حق خانواده را ضايع مىكند نفرينفرستاده است. از پيامبرصلى الله عليه وآله نقل است كه فرمود: "ملعون استملعون، كسى كه زحمتش را بر مردم افكند، ملعون است ملعون،كسى كه حق نانخورهايش را تباه سازد."
10 - پيامبرصلى الله عليه وآله دستور به سخاوت وگشاده دستى داده است. ازايشان
نقلاست كه كسى نزد ايشان آمد وعرض كرد يا رسولاللَّه! ايمانكدام يكاز مردم بهتر
است؟ حضرت گفت: "گشاده دستترين آنها."
واز امام صادقعليه السلام روايت
شده كه فرمود: "يك نوجوان گنهكارگشاده دست نزد خدا محبوبتر است از پير مرد عابد
بخيل."
11 - آدمى نبايد از فقر در هراس باشد، چون به بخل گرفتارمىشود از امامعليه السلام نقل شده كه فرمود: "خداوند براى بنده به قدرمخارج او، از آسمان كمك مىفرستد، وهر كه به عوض دادنخداوند يقين كند با جان ودل انفاق مىكند."
12 - مستحب است آدمى هر روزه ولو به مقدار يك درهم هزينهكند، از امام رضاعليه
السلام نقل است كه يكى از غلامان بر ايشان وارد شدواو فرمود: "آيا امروز چيزى هزينه
كردهاى؟" اوگفت: خير،امامعليه السلام فرمود: "پس خدا از كجا به ما عوض دهد، برو
هزينه كن ولوبه اندازه يك درهم."
ودر حديثى از امام صادقعليه السلام نقل
شده است كه فرمود: "هر كهچهار چيز را به جاى آورد چهار خانه در بهشت خواهد داشت:
انفاقكند واز فقر نهراسد. با مردم با انصاف رفتار كند. در جهان سلاموصلح را گسترش
دهد. لجاجت را ترك كند اگر چه حق با او باشد."
فارغ التحصيل جامع الازهر كه در حلب مقام قاضى القضاة را بـه عـهـده داشته است .
او داراى موقعيت علمى و اجتماعى بوده, كه خداوند متعال او را به پيروى ازمـكـتـب اهـل بيت (ع ) هدايت نمود .
او در عوامل و اسبابي كه منجر به تمسك به مذهب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ شد مي گويد:
اولاً: مشاهده كردم كه علم به مذهب شيعه مجزي است و ذمة مكلف را به طور قطع بري مي كند. بسياري از علماي اهل سنت ـ از گذشته و حال ـ نيز به صحت آن فتوا داده اند ...
ثانياً: با دلايل قوي, برهان هاي قطع آور و حجت هاي واضع, كه مثل خورشيد درخشان در وسط روز است, ثابت شد حقانيت مذهب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و اين كه آن مذهب همان مذهبي است كه شيعه آن را از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ اخذ كرده و اهل بيت نيز از رسول خدا و او از جبرائيل و او از خداوند جليل اخذ كرده است ...
ثالثاً: وحي در خانة آنان نازل شد و اهل خانه از ديگران بهتر مي دانند كه در خانه چيست. لذا بر عاقل مدبّر است كه دليل هايي كه از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ رسيده رها نكرده, و نظر بيگانگان را دنبال نكنند.
رابعاً: آيات فراواني در قرآن كريم وارد شده كه دعوت به ولايت و مرجعيت ديني آنان نموده است.
خامساً: روايات فراواني از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده كه ما را به تعبد به
مذهب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ دعوت مي كند, كه بسياري از آنها را در كتاب الشيعه و حججهم في التشيع آورده ام.
او برادر شيخ محمد امين است كه بعد از مطالعة كتاب المراجعات سيد شرف الدين عاملي و تدبر و تفكّر در مطالب آن, از
مذهب خود عدول كرده, مذهب تشيع را انتخاب نموده است.
او نيز در مقدمة كتابش في طريقي إلي التشيع مي گويد:
«سبب تشيع من گفتاري است از پيامبر اكرم كه تمام مذاهب اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
«مثل اهل بيت من همانند كشتي نوح است, هر كسي بر آن سوار شد نجات يافت هر كسي از آن سرپيچي كرد غرق شد». ملاحظه كردم كه اگر از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ پيروي كرده و احكام دينم را از آنان اخذ كنم بدون شك نجات يافته ام. اگر آنان را رها كرده و احكام دين خود را از غير آنان اخذ نمايم, از گمراهان خواهم بود ...».
و نيز مي فرمايد:
«با تمسك به مذهب جعفري ضمير و درونم آرامش يافت. مذهبي كه در حقيقت مذهب آل بيت نبوت ـ عليهم السّلام ـ است, كه درود و سلام خدا تا روز قيامت بر آنان باد. به عقيده ام از عذاب خداوند متعال با پذيرفتن ولايت آل رسول نجات يافته ام زيرا نجات جز با ولايت آنان نيست .
او در تونس متولد شد. و بعد از گذر از ايام طفوليت به كشورهاي غربي مسافرت نمود تا بتواند از شخصيتهاي مختلف علمي
بهره مند شود. در مصر علماي الازهر از او درخواست كردند كه در آنجا بماند و طلاب الأزهر را از علم فراوان خود بهره مند
سازد ولي قبول نكرد و در عوض سفري كه به عراق داشت با مباحثات فراوان
با علماي شيعة امامية مذهب تشيع را انتخاب نمود و الآن در دنيا از مروجين تشيع شناخته مي شود و
كتابهايي را نيز در دفاع از اين مذهب تأليف نموده است.
او در بخشي از كتابش مي گويد:
ستايش و سپاس خدايي را سزاست كه مرا بر فرقة ناجيه راهنمايي كرد؛ فرقه اي كه مدتها با زحمت فراوان در پي آن بودم. هيچ شك ندارم هر كس به ولاي علي و اهل بيتش تمسك كند به ريسمان محكمي چنگ زده كه گسستني نيست. روايات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين مورد بسيار است, رواياتي كه مورد اجماع مسلمين است. عقل نيز به تنهايي بهترين راهنما براي طالب حق است ... آري, جايگزين را يافتم, و در اعتقاد به امير المؤمنين و سيد الوصيين امام علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ, به رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ اقتدا كردم و نيز در اعتقاد به دو سيّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از اين امّت امام ابو محمّد حسن زكّي و امام ابو عبدالله حسين , و پاره تن مصطفي خلاصة نبوت, مادر امامان و معدت رسالت و كسي كه خداوند عزيز به غضب او غضبناك مي شود, بهترين زنان, فاطمة زهراء.
به جاي امام مالك, با استاد تمام امامان امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ و نه نفر از امام معصوم از ذرية حسين و امامان معصوم را برگزيدم ..».
او بعد از ذكر حديث « باب مدينه العلم » مي گويد:
آن گاه خطاب به اهل سنت نموده مي گويد:
«اي اهل و عشيرة من! شما را به بحث و كوشش از حقّ و رها كردن تعصّب دعوت مي كنم، ما قربانيان بني اميه و بني عباسيم، ما قربانيان تاريخ سياهيم. قرباني هاي جمود و تحجر فكري هستيم كه گذشتگان براي ما به ارث گذاشته اند.»
او كتاب هايي در دفاع از تشيع نوشته كه برخي از آنها عبارت از:
ثم اهتديت
لأكون مع الصادقين
فاسألوا أهل الذكر
الشيعه هم أهل السنة
اتقوا الله و يا قومنا أجيبوا داعي الله
كه از علماى اهل سنت و جماعت بوده و دوبار رياست جامع شريف الازهر را بـه عـهـده گـرفـتـه اسـت , ميان او و
عبدالحسين شرف الدين كه از علماى شيعه است مناظراتى مـتـعـدد در گـرفت كه در كتابى به نام المراجعات جمع آورى
شده و اين مناظرات فقهى سبب تشيع شيخ سليم بشرى گشت .
او در اولين مناظره اعلام كرد كه متعصب نبوده و مى گويد:
ايـن مناظرات بيانگر دانش , بزرگوارى , اخلاق وحقيقت جويى دوطرف بوده ودر پايان مناظرات شيخ سليم بشرى اعلام مى دارد:
وتوفيق عمل در راه خود را به ما عنايت نمودوصلوات وسلام خدا بر پيامبر وآل او باد
شماره فتوا: 18080
تاریخ فتوا: 26/11/1427 هـ.ق (2006-12-17 میلادی)
سوال:
حضرت شیخ (عبد الرحمن بن البرّاک) ، سلام علیکم.
یکی
از برادران، تکفیر رافضی هایی را که به اعمال شرک آمیز چون استعانت و
استغاثه از حسین و زیارت و حج ضریح ها می پردازند، صحیح ندانسته است. این
برادر (با اینکه از من در طلب علم پیشقدم بوده) گفته تکفیر عقیده شیعیان
به معنی تکفیر عامّه جاهلانشان که به سبب امامانشان گمراه شده اند، نیست،
بلکه اگر نصیحت شوند و برایشان حجت آورده شود و باز از عقیده فاسدشان
برنگردند، آنگاه تکفیر آنان واجب است، نظر حضرت شیخ چیست؟ آیا افراد جاهل
آنان معذور از شرک می باشند؟
جواب:
رافضیان خود را شیعه
می نامند و ادّعای دوستی آل بیت رسول الله (ص) را دارند، آنها بدترین
طوایف امّت اسلامی هستند، مؤسس این مذهب نامش عبد الله بن سبأ است که
اصحاب سبئیه یاران افراطی او بودند که ادّعای خدایی علی را کردند و اکنون
می بینید که به امامانشان از ذریه علی مقام خدایی می دهند، «اینان به
اجماع تمام مسلمین کافرند»!!!، و اگر اسلام را ظاهر و عقیده شان را کتمان
کنند، منافق محسوب می شوند، اینان از طوایف افراطی رافضه اند که عدّه ای
از علما در موردشان گفته اند: آنها رافضی بودن خود را آشکار، و کفر محضشان
را پنهان می دارند. از میان رافضیان عده ای سبّابه نامیده می شوند.(چون
که) آنان ابوبکر و عمر را دشنام می دهند و به آنان بغض و کینه دارند و جز
عدّه کمی، آنان را کافر و فاسق می دانند، و در مقابل علی رضی الله عنه را
به جانشینی بعد از پیامبر شایسته تر می دانند، (و میگویند) که پیامبر آن
را وصیت کرد، ولی صحابه کتمان کردند، و غلو و جفا نمودند.
سپس شیعیان
به اصول معتزله مانند نفی صفات و قضا و قدر معتقد شدند و بعد از چندین قرن
بر قبور امامنشان ضریح و مسجد بنا کردند و در میان امّت شرک و بدعت قبور
را ایجاد نمودند. اکثر طوایف صوفی مسلک نیز به این راه رفتند. غرض اصلی
سخن ما این است که همه رافضیان بدترین امّتند؛ چرا که در آنها تمامی
موجبات کفر از جمله تکفیر صحابه، تعطیل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد
اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است. این واقعیت حال رافضه امامیه است
که مشهورترینشان دوازده امامی هستند.
آنان در حقیقت کافر و مشرکند
ولی آن را کتمان می کنند، اگر در بین مسلمانان باشند در جهت کتمان عقیده
باطلشان و سازش با مخالفان تقیه می کنند، آنان کودکانشان را بر اساس بغض
نسبت به صحابه خصوصاً ابوبکر و عمر و غلو در مورد اهل بیت خصوصاً علی و
فاطمه و فرزندانشان تربیت می کنند، و اینها نشان می دهد که آنها کافر و
مشرک و منافقند! این حکم برای تمام طایفه آنان است. اما بزرگانشان همانطور
که اهل علم بیان داشته اند، حکم بر افراد معین، متوقف بر چند شرط و نبودن
مانع است، بر این اساس آنان همانند منافقان، اسلام را ظاهر می کنند. اما
باید از آنان بر حذر بود و نباید به چیزهایی که از نصرت اسلام می گویند،
مغرور شد. این سخنان آنان منطبق بر این آیه قرآن است که می فرماید:
{وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا
وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ}
،وقوله تعالی {وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن
یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ }، و لازم نیست که حتماً یکی از اصول
کفریه و بدعیه در آنان جمع شود (که کافر محسوب شوند)، معلوم است که ائمه و
علمایشان آنان را به گمراهی کشانده اند و این عذر عوام آنان پذیرفته نیست؛
چرا که آنان افرادی متعصّبند که اصلاً به سخن منادی حق گوش نمی دهند و
برای همین اغلب دشمن اهل سنت هستند و هر قدر که بتوانند نسبت به آنان کید
و مکر می کنند! ولی به مانند منافقان آن را پنهان می دارند و لذا «خطر
شیعیان برای مسلمانان به خاطر خفای امرشان، بزرگتر از خطر یهود و نصاراست»
.و
به این سببب بسیاری از جاهلان اهل سنت تقریب بین سنی و شیعه را باور کرده
اند... در حالی که آن دعوت باطلی است، مذهب اهل سنّت و مذهب شیعه دو ضدّی
است که با هم جمع نمی شوند و نزدیک ساختن این دو جز با دست کشیدن از اصول
مذهب سنت یا از بعضی از آن یا سکوت در مورد بطلان رافضه ممکن نیست، و این
مطلب (سکوت کردن در مورد بطلان عقیده رافضیان) به کلّی از صراط مستقیم
منحرف است. مشرکان هم از پیامبر می خواستند با قسمتهایی از دینشان موافقت
کند یا از آنان چیزی نگوید تا آنان هم سکوت کنند، چنانکه خدای تعالی
فرموده{ وَدّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنون}، والله أعلم.
برای مشاهده ی متن اصلی (عربی) فتوا اینجا کلیک کنید.
آیا شیعه معتقد به تحریف قرآن است؟
1- مشهور دانشمندان شيعه معتقدند كه هيچ گونه تحريفي در قرآن راه نيافته. « انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون .» (1)
2-
حضرت علي (ع) كه از كاتبان وحي بوده می فرمایند : بدانيد كه اين قرآن
موعظه گري است كه هرگز غش و خيانت نمي كند و راهنمايي است كه هرگز گمراه
نمي سازد....خداوند سبحان ، هرگز كسي را به مانند اين قرآن نصيحت ننموده
است . قرآن ريسمان الهي است و وسيله استوار خداست ... (2) ..سپس
خداوند سبحان كتابي را فرو فرستاد كه نوري است خاموش نشدني و چراغي است كه
هرگز بي فروغ نمي شود و راهي است كه هرگز رهروانش را گمراه نمي سازد و
مايه جدايي حق و باطل است كه هيچگاه دچار خمودي برهان نمي گردد. ...
3-
طبق حديث ثقلين كه پيامبر فرمودند : مادام كه به آن دو(قرآن و عترت) تمسك
جوئيد هرگز گمراه نمی شويد ، اگر قرآن تحريف شده باشد ، ديگر تمسك به آن
گمراهي مي آورد. ويا حديثي ديگر : هر سخني كه با قرآن سازگار نباشد بيهوده
و باطل است . (3)
اسم
دوازده نفر از علماي شيعه با سخن آنان كه گفته ان قرآن تحريفي نداشته و
نيز نام چهار نفر از علماي اهل سنت كه گفته اند قرآن تحريف شده با سخن
آنان آمده.
بیش
از دوازده نفر از علمای شیعه بر این حقیقت اعتراف داشته اند که قران هرگز
دچار دگرگونی نخواهد شد. از جمله شیخ صدوق،شیخ طوسی، ابوعلی طبرسی،سید بن
طاووس،فیض کاشانی و...
و
در مقابل گروهی از مفسران اهل سنت نیز روایات ضعیفی در مورد تحریف قران
نقل کرده اند. از جمله صاحب کتاب الاتقان نقل کرده است که عدد سوره های
مصحف 116 بوده است و دو سوره حفد و خلع هم در آن وجود داشته است(4) و یا
این که جلال الدین سیوطی در تفسیر در المنثور روایت می کند از عمر بن
الخطاب که سوره ی احزاب به اندازه ی سوره ی بقره بوده است و در آن نیز آیه
ی رجم وجود داشته است(5)
1- حجر 9
2- نهج البلاغه خطبه 176
3-
اصول كافي ج 1 ، كتاب فضل العلم ، باب الاخذ بالسنه و شواهد الكتاب
روايت 4 ، همچنین این حدیث (حدیث ثقلین) در بیشتر منابع اصلی و معتبر
حدیثی اهل سنت و شیعه آمده است.
4-الاتقان-جلد 1-صفحه ی 67
بعضی
میگویند سجده بر خاك نوعي شرک و پرستش مهر است، ما با بررسی سنت رسول خدا
و احادیث امامان نشان میدهیم که سجده بر مهر و خاک اشکال ندارد:
امام
صادق (ع) میفرمایند: سجده تنها بايد بر زمين و آنچه مي روياند ـ جز
خوردنيها و پوشيدني ها ـ انجام گيرد ... سزاوار نيست انسان پيشاني خود را
بر آنچه معبود دنيا پرستان است قرار دهد .(1)
احاديث :
1- پيامبر : زمين براي من سحده گاه و مايه پاكيزگي است . (2)
2- ام سلمه از پيامبر (ص) : رخسار خود را براي خدا ، بر خاك بگذار .(3)
3- آنگاه كه پيامبر سجده مي نمود ، پيشاني و بيني خود را بر زمين مي نهاد. (4)
4-
انس بن مالك و ابن عباس و برخي همسران پيامبر از جمله عايشه و ام السلمه
از پيامبر به پيامبر بر خمره كه نوعي حصير بود و از ليف درخت خرما ساخته
مي شد سجده مي كرد . (5)
5- ابوسعيد ( از اصحابه ) : به محضر پيامبر وارد شدم در حالي كه بر حصير نماز مي گذارد (6)
همچنین
در کتب تاریخی شیعه و اهل سنت نیز مانند کتب سنن اهل سنت و... آمده است که
به غیر از سنت رسول خدا (ص)، سنت اصحاب نیز بر این بوده است که بر خاك
سجده مي كردند.
حواشی:
1- بحار ـ ج 85 ص 147 به نقل از علل الشرايع .
2- سنن بيهقي – ج 1 ص 212 . صحيح بخاري ج 1 ص 91 – اقتضاء الصراط المستقيم ( ابن تيميه ) ص 332 .
3- كز العمال ج 7 ط حلب ص 465 ج 9 ص 1980 .
4- احكام القرآن ( حصاص خنفي ) ج 3 ص 209 – طبع بیروت، باب السجود علي الوجه .
5- سنن بيهقي ج 2 ص 421 ، كتاب الصلوه باب الصلوه علي الخره .
6- همان مدرك
1- فقهاي شيعه اتفاق دارند كه اين عبارت جزء اذان يا اقامه نيست.
2-
خود قرآن علي (ع) را به عنوان يكي از اولياي خدا آورده و در كنار خدا و
پيامبر هم به عنوان ولي آورده و در همان آیهبه ولایت وی بر مؤمنان تصریح
میکند. انما وليكم الله و رسوله و الذين(1) ...
روايات صحاح و اسناد اهل سنت نيز اين آيه را در شان حضرت علي (ع) مي داند(2).
3-
ما اين جمله را كه از قرآن گرفته ايم و جزء اذان نمي دانيم به نيت استحباب
مي اوريم. اما اهل سنت « حي علي خير العمل » كه جزء اذان بوده(3) و در
زمان عمر حذف شده (4) را در اذان حذف كرده اند و جمله « الصلوة خير من
النوم » كه در زمان رسول خدا جزء اذان نبوده را به آن اضافه كرده اند. (5)
4-
شافعي نيز در كتاب « الاُم » مي گويد : اكراه دارم كه در اذان بگويم :
الصلوه خير من النوم . زيرا أبا محذوره ( يكي از راويان و محدثان ) آن را
( در حديث خود ) نياورده است . (6)
5-
در روایتی از امام صادق آمده است که فرمودند: « هر گاه یکی از شما گفت لا
الاه الا الله، محمد رسول الله، پس باید بگوید علی امیرالمؤمنین» (7)
حواشی:
1- مائده 55 .
2- مدارك نزول اين آيه در مورد مذكور بيش از آنست كه در اينجا گردآوري شود. لكن از ميان اين انبوه مدارك به برخي اشاره
مي كنيم : الف ) تفسير طبري ج 2 ، ص 186 ب) احكام القران ( تفسير حصاص ) ج 2 ، ص 542 ج) تفسير بيضاوي ج 1 ، ص 345 د)الدّر المنثور ج 2 ، ص 293
3- كنزالعمال ، كتاب الصلوه ، ج 4 ، ص 266 و سنن بيهقي ج 1 ص 424-425 و موطأمالك ج 1 ، ص 93
4- كنزالعرفان ج 2 ص 158و كتاب الصراط المستقيم و جواهر الأخبار و الآثار ج2 ، ص 192 و شرح التجريد ( قوشچي ) ، مبحث امامت ص 484
5- كنز العمال – كتاب الصلوه ج 4 ، ص 270
6- به نقل از دلائل الصدق ج 3 ، القسم الثاني ، ص 97
شبهه: اگر كسي نذر براي خلق كند مشرك است پس شيعيان مشركند چون براي غير خدا نذر مي كنند!
پاسخ: براي بررسي در عقايد شيعيان نبايد به اقوال و افعال عوام بعضاْ بي خبر شيعه توجه كرد بلكه براي بررسي دقيق و غير مغرضانه عقايد، بايد به كتب فقهي شيعه كه در دسترس عموم است مراجعه نمود در شرح لمعه و شرايع و ديگر رسائل عمليه فتاوي جميع فقهاي شيعه آمده است كه چون نذر بابي از ابواب عبادت است در التزام عملي براي خدا حتما در موقع نذر بايستي دو شرط منظور گردد كه اگر يكي از آنها نباشد نذر منعقد نمي شود. اول نيت مقارن با عمل و دوم صيغه به هر زباني كه باشد. كه نيت در تمام عبادات مخصوصا در نذر " الله " و "في لله" و "طلبا لمرضات الله" بايد باشد، پس نيت براي غير خدا بكلي از بين مي رود و شرط دوم آنست كه در موقع نذر صيغه بخواند و در صيغه تا نام خداوند نباشد صيغه جاري نمي شود. حال اگر در نذر نيت غيرخدا شد و ديگري را از زنده و مرده با نام خدا داخل كند خواه نام پيامبر يا امام يا امام زاده باشد نذر باطل است و اگر عمدا از روي علم اين عمل را انجام دهد مشرك است نذر را بايد براي خدا بنمايند ولي در مصرفش مختارند بهر جا قرار دهند؛ مثلا نذر كند كه گوسفندي را براي خدا سر ببرد در فلان خانه يا بقعه امام و يا امام زاده بكشد، عيب ندارد يا نذر مي كند پولي يا لباسي براي خدا بفلان سيد ذريه رسول الله يا عالم يا يتيم و يا فقيري بدهد اشكال ندارد
وفات حضرت فاطمه و دروغ پردازیهای رژیم ضد بشری و ضد اسلامی
رژیم
جمهوری اسلامی همواره از اسلام به عنوان ابزاری برای نا امن کردن جهان
بشری و تداوم عمر خود استفاده می کند.این رژیم با تحریک احساسات اعتقادی
جهانیان مذهب شیعه را همان اسلام ناب محمدی معرفی می کند.
یکی از
شگردهای اصلی رژیم تهران که توانسته است بزرگترین ضربه را به پیکر اسلام
وارد کند.موضوع شهادت حضرت فاطمه رضی الله عنهاست.این موضوع پس از چهارده
قرن در رژیم ضد اسلامی ایران مطرح شد.
اما در مورد اینکه آیا حضرت فاطمه (رض) شهیده هستند یا متوفی؟
رژیم ضد بشری و ضد اسلامی آخوندی مدعی است که صحابه کرام رضوان الله تعالی علیهم اجمعین پس از وفات آنحضرت صل الله وعلیه و اله و اصحابه وسلم از دین برگشته و مرتد شدند(العیاذ بالله).رژیم مدعیست که حضرت فاروق اعظم عمر فاروق رضی الله عنه به قصد آزار و اذیت سیدنا علی رضی الله عنه به خانه ایشان میروند و در خانه حضرت امیرالمومنین علی رضی الله عنه را محکم میکوبند در این هنگام حضرت فاطمه رضی الله عنه که به قصد گشودن در بر روی حضرت امیرالمومنین عمر بن الخطاب (رض) پشت در بودند بر اثر شدت ضربه ای که حضرت امیرالمومنین فاروق اعظم به در وارد کرده بودند بشدت با در برخورد میکنند و پهلوی ایشان نیز به همین دلیل دچار شکستگی میشود و نوزاد که در شکم ایشان بوده که البته این نادانان آن نوزاد را محسن می نامند سقط میشود.خود حضرت فاطمه نیز به همین خاطر بعدا وفات میکنند.
این سخنان بر خلاف احادیث و روایاتیست که آنها از ائمه نقل میکنند زیرا مسئله شهادت فاطمه الزهرا تنها شانزده سال پیش مطرح شده است آنهم از طرف رژیمی که فقط به خاطر بقای خود دست به این شگرد شیطانی زده است.
عجیب اینجاست که رژیم اختلاف افکن و ضد اسلامی خود, به ازدواج حضرت امیرالمومنین عمر فاروق با ام المومنین حضرت کلثوم که دختر حضرت فاطمه و حضرت علی (رض) هستند معترف است.دلیل دوم که دروغ بودن شهادت حضرت فاطمه را ثابت میکند اینکه چطور حضرت علی رضی الله عنه کسی که با شهامت واقتدار تمام توانست خیبر را فتح کند کسی که شب هجرت خاتم النبیین به مدینه با شهامتی مثال زدنی بر بستر آنحضرت خوابیدند,میتوانند اجازه بدهند که به همسر گرامیشان اهانت شود؟
مگر میشود کسی به خاطر اینکه وحدت مسلمین به هم نخورد اجازه دهد که هر اهانتی به ناموس او روا بدارند؟
توجه: ببینید دشمن چه قدر کار کرده است تا شهادت حضرت را کم ارزش جلوه دهد. یک سوال از برادران اهل سنت اگر حضرت فاطمه به مرگ طبیعی وفات کرده اند قبر آن حضرت کجاست؟
منبع اهل سنت:
http://www.balochnews.blogsky.com/?PostID=483
دولت
عربستان براي ريشهكني مبارزان شيعه وابسته به جريان الحوثي در يمن بيش از
سه ميليارد دلار كمك مالي به صورت مستقيم به رئيسجمهور اين كشور پرداخت
كرده است.
به گزارش فارس ،خبرگزاري صنعاء پرس گزارش داد: اين
كمك سهميليارد دلاري تنها بخش اوليه از مبلغي است كه عربستان براي
ريشهكن كردن جنبش الحوثي در يمن اختصاص خواهد داد.
اين در حالي است كه رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح عربستان نيز در سفر به يمن امكان مشاركت جنگندههاي عربستان سعودي در بمباران مواضع حوثيها و همكاريهاي اطلاعاتي مشترك براي افزايش فشار بر اين جريان را مورد بررسي قرار داده است.
همچنين بنا بر اظهارات منابع، مقامات محلي موافقت اوليه خود را براي مشاركت نظامي عربستان عليه مبارزان الحوثي در يمن ابراز داشتهاند.
از سوي ديگر كابينه عربستان سعودي نيز رسماً اقدامات دولت يمن را براي ريشهكني و قتلعام مبارزان الحوثي ستوده است.
منابع خبري يمن همچنين، از اعزام نظاميان آمريكايي به اين كشور براي كمك به دولت در سركوب مبارزان شيعه در استان "صعده" خبر ميدهند.
"جرج بوش" رئيسجمهور آمريكا، اواسط خردادماه پارسال و همزمان با
اوجگيري حملات نظامي ارتش يمن عليه مناطق شيعهنشين استان صعده، حمايت
نظامي خود را از دولت نظامي يمن، به ژنرال "علي صالح" رئيسجمهور اين كشور
اعلام كرده بود.
دولت يمن با اِعمال سانسور شديد خبري و تصويري،
از انتشار هر گونه مطلبي درباره تلفات و خسارات جنگ جاري در استانهاي
شمالي اين كشور جلوگيري ميكند اما گزارشهاي دريافتي حاكي است در چهار
جنگ گذشته دولت با شيعيان كه از سال 2003 ميلادي آغاز شد و با شهادت سيد
حسين بدرالدين الحوثي، رهبر شيعيان يمن در استان صعده اوج گرفت هزاران نفر
كشته و زخمي و دهها هزار خانوار آواره شده و به سوي مناطق مرزي اين كشور
با عربستان كوچيدند.
- پيمان برادرى
گروهى از صحابه
معروف پيامبر(صلى الله عليه وآله) اين حديث را از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)
نقل كرده اند:
«آخى رسول
اللّه(صلى الله عليه وآله) بين اصحابه فاخى بين ابى بكر و عمر، وطلحه وزبیر ،
فجاء على (رضى اللّه عنه) فقال آخيتَ بين اصحابك و لم تواخ بينى و بين احد؟! فقال
رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)انت اخى فى الدّنيا و الآخرة; پيامبر(صلى الله عليه
وآله) ميان اصحابش پيمان اخوت برقرار ساخت از جمله ميان ابوبكر و عمر و فلان فرد و
فلان فرد (هر كس را با هر كسى متناسب بود) در اين حال، على(عليه السلام) خدمت حضرت
آمد و عرض كرد ميان همه پيمان برادرى بستى ولى ميان من و احدى پيمان برقرار
ننمودى!
رسول خدا(صلى الله
عليه وآله) فرمود تو در دنيا و آخرت برادر منى»
همين مضمون با تعبيرات مشابه در 49 مورد ديگر آمده
است. احاديثى كه عموماً در منابع اهل سنّت است!(۱)
آيا پيمان برادرى
على با پيامبر(صلى الله عليه وآله) دليل بر افضليت و برترى او بر همه امّت نيست؟ و
آيا با وجود فرد برتر مى توان به سراغ غير برتر رفت؟
....................................
۱-. علاّمه امينى تمام اين پنجاه حديث و مدارك و منابع آن را به
طور دقيق در جلد سوّم الغدير آورده است
کتاب حدیث غدیر ـ آیت الله مکارم شیرازی


